

مسیر حرفهای من قصهی من از همان روزهایی آغاز شد که نوجوانی علاقهمند به حسابداری بودم. در هنرستان شهید کریمی ورامین دیپلم فنیحرفهای حسابداری گرفتم؛ همانجا بود که برای نخستین بار با دنیای دفاتر و نظم مالی آشنا شدم. این نقطهی شروع راهی بود که بعدها به یک مسیر طولانی و پر تجربه تبدیل شد. پس از اخد دیپلم حسابداری بازرگانی، وارد دانشگاه شدم و در مقطع کاردانی حسابداری ادامه تحصیل دادم. در همان دوران، بهعنوان کار دانشجویی در دانشکده فنیحرفهای صومعهسرا مسئول سایت دانشکده بودم. با اینکه رشتهام حسابداری بود، کارهای شبکه و رایانه را یاد گرفتم و تجربهای تازه به دست آوردم. همین تجربه کوچک باعث شد بفهمم حسابداری و فناوری میتوانند کنار هم قرار بگیرند و بعدها این آموختهها در مسیر کاریام به کار آمدند. پس از گرفتن کاردانی، وارد بیمارستان شهید مفتح ورامین شدم. آنجا مسئولیتهای متنوعی بر عهده گرفتم: از متصدی آزمایشگاه و صندوقدار گرفته تا پذیرش بیماران، مسئول صندوقها و اموال، و سپس مسئول ترخیص بیماران. کمکم معاون امور مالی بیمارستان شدم و مشاور رئیس در مسائل مالی. در کنار اینها، مسئول انفورماتیک بیمارستان هم بودم و سامانههای HIS و MIS را پیادهسازی کردم. بیمارستان برای من مثل یک دانشگاه عملی بود؛ جایی که یاد گرفتم حسابداری فقط عدد و دفتر نیست، بلکه باید با انسانها و فناوری گره بخورد. بعد از گرفتن کارشناسی حسابداری، با شرکت در آزمون استخدامی وارد آموزش و پرورش شدم. اولین ایستگاه من منطقه جوادآباد بود؛ هنرستان شهدای شاهصاحب. آنجا بهعنوان هنرآموز حسابداری شروع به تدریس کردم. برای من تدریس فقط انتقال دانش نبود؛ میخواستم حسابداری را به زبان ساده و کاربردی برای هنرجویان باز کنم. با گرفتن کارشناسی ارشد مدیریت مالی، به ورامین منتقل شدم. در هنرستانهای مرحوم موفقیان، شهید عباسپور، آیتالله خامنهای و پیامبر اعظم (ص) تدریس کردم. هر مدرسه برای من تجربهای تازه بود؛ با هنرجویان مختلف و نیازهای متفاوت. تدریس در این هنرستانها باعث شد روشهای آموزشیام متنوعتر شود و نگاه عمیقتری به آموزش پیدا کنم. مسیر کاری من سپس به دانشگاه فرهنگیان رسید. در پردیس زینبیه پیشوا، فرصتی پیش آمد تا در کنار امور مالی و برنامهریزی، در ساماندهی و پشتیبانی ساختارهای دانشگاه نقش داشته باشم. از مدیریت منابع و بودجه گرفته تا رسیدگی به تجهیزات و زیرساختها، تجربهای بود که به من نشان داد اداره یک مجموعه آموزشی تنها به کلاس و درس محدود نمیشود؛ بلکه نیازمند توجه به جزئیات و هماهنگی همه بخشهاست. بعد در مرکز شهید بهشتی دانشگاه فرهنگیان، تجربه متفاوتی داشتم. آنجا حوزه IT به کارم آمد؛ مسئولیتهایم با فناوری اطلاعات گره خورد و توانستم آموختههای دوران دانشجویی و تجربههای بیمارستان را در محیط دانشگاهی به کار بگیرم. این بخش از مسیر کاریام نشان داد که حسابداری و فناوری وقتی کنار هم قرار میگیرند، میتوانند فرآیندهای آموزشی و اداری را سادهتر و شفافتر کنند. در ادامه، مسئولیتهای مدیریتی بیشتری بر عهده گرفتم: ابتدا معاون آموزش متوسطه مدیریت آموزش و پرورش شهرستان ورامین شدم. بعد ریاست اداره تکنولوژی و گروههای آموزشی و بررسی محتوا را بر عهده گرفتم و سپس رئیس اداره آموزشهای دوره دوم متوسطه فنیوحرفهای و کاردانش در اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران شدم. این مسئولیتها دیگر فقط کلاس و مدرسه نبودند؛ باید در سطح کلان برنامهریزی میکردم، محتواها را بررسی میکردم و کیفیت آموزش را در سطح شهرستان و استان ارتقا میدادم. در همین دوران، ورود به دوره دکتری حسابداری فرصتی برایم فراهم کرد تا تجربههای عملی و مدیریتی سالهای گذشته را با پژوهشهای عمیق علمی پیوند بزنم. این دوره نهتنها سطح دانش تخصصی مرا ارتقا داد، بلکه امکان داد نگاه پژوهشیام را با مسائل واقعی آموزش و پرورش، صنعت و حسابرسی ترکیب کنم. دکتری حسابداری برای من نقطهای بود که مسیر حرفهایام کاملتر شد و توانستم دستاوردهای علمی و اجرایی را در کنار هم قرار دهم. در کنار این مسیر اصلی، فعالیتهای دیگری هم داشتم که هرکدام بخشی از تجربه من را شکل دادند. مدتی بهعنوان حسابدار در مدارس، شرکتها و مراکز آموزشی مختلف کار کردم؛ از مدارس استعدادهای درخشان گرفته تا آموزشگاهها و کلینیکهای درمانی. در حوزه حسابرسی، با تیم حسابرسی شرکت بهبین محتوا (حسابداران رسمی) همکاری کردم و در حسابرسی شرکتهای مختلف عضو تیم بودم.در صنعت نیز تجربه ساختم: بهعنوان مدیر مالی و اداری کارخانجات اسباببازی پارس و سپس مدیرعامل صنایع بستهبندی حسابدار فعالیت کردم. این مسئولیتها برای من تمرینهای جدی در مدیریت منابع مالی و انسانی بودند. همچنین بهعنوان مدیر مسئول انتشارات «حسابدار»، در حوزه نشر علمی و تخصصی فعالیت کردم و منابع آموزشی و پژوهشی را برای دانشجویان و هنرجویان فراهم کردم. و البته سالهای کرونا، تجربهای متفاوت بود. در مدرسه تلویزیونی ایران، حسابداری را برای هنرجویان و علاقهمندان با زبان قصه تعریف کردم. این کار برای من یکی از شیرینترین بخشهای مسیر حرفهای بود؛ چون توانستم مفاهیم خشک حسابداری را به داستان تبدیل کنم و به زبان ساده و جذاب برای همه توضیح بدهم. پایان قصه و ادامه مسیر این قصه از دیپلم فنیحرفهای هنرستان شهید کریمی ورامین شروع شد و تا دکتری حسابداری تنکابن ادامه یافت. از کار دانشجویی در یک سایت کوچک تا مسئولیتهای بزرگ در بیمارستان، آموزش و پرورش، دانشگاه فرهنگیان و اداره کل، هر مرحله برای من یک تجربه تازه بود. در کنار این مسیر اصلی، فعالیتهای جانبی در حسابداری، حسابرسی، صنعت، نشر و رسانه نیز بخشی از هویت حرفهای من شدند. هر جا که بودم، تلاش کردم حسابداری را نه فقط بهعنوان یک رشته، بلکه بهعنوان ابزاری برای نظم، شفافیت و تصمیمگیری بهتر ببینم. این مسیر برای من یک داستان پیوسته است؛ مجموعهای از تجربهها که هرکدام حلقهای به حلقه دیگر وصل شدهاند و همچنان با همین نگاه ادامه خواهد داشت.
دفتر مرکزی
تهران - میدان انقلاب اسلامی ، خ ۱۲ فروردین جنوبی ،کوچه خوزستان ، پلاک ۳ ، واحد ۱ شرقی ،
فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

